پمپاژ ملی گرایی به چه قیمتی ؟!
(عکسهای موجود در این مقاله ،توسط صاحب وبلاگ تهیه شده است )
((ملی گرایی ))به معنای دوست داشتن وطن و زادگاه ، امری فطری و قدمتی به اندازه تاریخ بشر دارد . ولی اگر از حد و حیطه خود خارج گردد و در چارچوب خود کارکرد نداشته باشد و وسعت بیشتر _در حد افراطی _را طلب کند ،آنگاه باید زنگ خطر برای عقلای عقل به صدا در آید . مبانی فکری ملی گرایان یا باستان گراها ،چندان پیچیده نیست . اساس تفکر این جریان را یک باور افراطی ؟!سامان می دهد که عظمت و بزرگی کشور دو پایه اساسی آن است . تفاخر ملی و وطن پرستی وجه مشترک آن است . بدین گونه ،تمام مفاخر کشور که خدمتی در خور را برای این آب و خاک رقم زده باشند با تمام وجود به آن عشق می ورزیم . ولی این مفاخر اگر نگوییم تمام ، بلکه بخش اعظم وغیر قابل انکار آن پس از ظهور اسلام به این دیار هدیه شده اند . این ملی گرایی در جایی ، به قول مقام معظم رهبری مفید است که هویت ایرانی ما با هویت اسلامی ما پیوند قوی برقرار کند و گسستی در آن نباشد . اما دوستان ملی گرای افراطی بارها در صدد رقم زدن چنین پدیده ای شوم بودند که این دو هویت را کاملا جدا و منفک از هم نشان دهند .
اولین جرقه های این طیف افراطی در زمان رضا خان با نشریه های ایرانشهر ، فرهنگستان و آینده زده شد و در آن هر هفته مقالات متعددی درباره ستودن ایران پیش از اسلام به چاپ می رسید . برجسته اقدام حکومت پهلوی را ،محمد رضا پهلوی در بر پایی جشن های 2500ساله و تغییر تاریخ هجری شمسی به شاهنشاهی انجام داد و در صدد تقویت و احیا این رویه ایرانی گری به جای اسلام گرایی برآمد . حتی ساواک آن زمان آزادی دکتر شریعتی از زندان را منوط به نوشتن مقالاتی با عنوان "بازگشتن به خویشتن "در روزنامه کیهان آن زمان کرد که یکی از این مقالات با تیتر "حمله تازیان به ایران"که در مذمت دوران پس از اسلام و دفاع از ملی گرایی (به طریقی )بود ،نوشته شد .
در زمان دولت خاتمی نیز این قضیه _شاید تا حدی قوی تر _در رزونامه های اصلاحات پیگیری شد تا حدی که آغاجری عنصر سازمان مجاهدین ضمن تایید جمله مارکس مبنی بر این که دین افیون توده هاست اظهار کرد من این جمله را با این تبصره که "دین افیون دولت ها هم است "تکمیل می کنم .
ولی این رویه با ابتدای دولت نهم دچار کندی شد ولی دشمن که نیز احساس خطر می کرد با عنصری دیگر و این بار در دولت مکتبی جلو آمد و در انتهای دولت نهم و ابتدای دولت دهم شراره های آن ،شروع به خود نمایی کرد و با پی ریزی و زمینه سازی های زیاد این اقدام را با قدرت چون گذشته دنبال کرد .این پمپاژ ملی گرایی _به صورت افراطی _با عقبه جنگ روانی و فضای رسانه ای به وجود آمده از سه سال قبل با قدرت هر چه بیشتر پیگیری شد . موجی بینهایت از ارسال ایمیل ها و به تبع آن پیامک های (در تایید باستان گرایی و دوران قبل از اسلام ،کوروش گرایی و . . . . . .)ملی گرایانه در راستای بیش از حد نشان دادن نقش ایران پیش از اسلام _و خاصه کوروش_به عنوان ایران متمدن یاد می شده است ،اقدام ورزیدند .
ولی شاه بیت این تحرکات مشکوک ، بیان اسفندیار رحیم مشایی _که به نوعی پروژه سفارشی غربی نیز بود _در همایش ایرانیان مقیم خارج از کشور ،این جمله شیطانی که ((ما باید به دنبال مکتب ایرانی باشیم و نه مکتب ایران ))که حاصل ماهها تلاش شبانه روزی دشمنان بود و در این مقطع از زمان از دهان این فرد خارج شد .
بعد از بیان این جمله ،دشمنان با برنامه مدون ،اقدام به سندسازی برای صحبتهای مشایی کردند ،و دیگر لجن پراکنهای مشایی اظهار جملاتی مشابه و _البته سخیف تر _اقدام به دامن زدن به این پروژه سفارشی و کمک به رون آن کردند . در همین راستا تحرکاتی به صورت موازی و البته جهت دار در این مدت به اجرا درآمد که به بخشی از آن که آشکار به نظر می آمد می پردازم :
۱-از 16 ماه پیش فروشگاههای زنجیره ای با نام کوروش در تمام نقاط شهر به صورت پراکنده دایر گردید ، که این حرکت ،نوعی تقدس بخشی به نام کوروش و خاصه شخصیت اوست .

۲-پخش افراط گونه آرم و نشان زرتشت ،که می توان بر سردر مغازه ها ،پشت شیشه عقب خودروها ، بر گردن پسرها و دخترها به صورت آویز و حکاکی شده بر روی لباسها و مانتوها به وفور دید .

۳-وصیت نامه و پند های او (کوروش ) ! ! به تعداد و تیراژ میلیونی (که بدون پشتوانه فرض کردن این اقدام ،بلاهت ما را می رساند )در باشگاههای ورزشی ،دفاتر کار و شرکتها ،جلوی درب دانشگاهها و نمایشگاه کتاب با قیمتی نازل در حال پخش بود .

۴-تقویم نجومی نوروز باستانی که با تیراژ گسترده در روزنامه فروشیهای کشور به طور گسترده پخش گردید ،نیز از دیگر اقدامات این طیف می باشد .اما دیگر اقدام مشابه در راستای فعل آقای مشایی ،آوردن منشور کوروش به ایران بود که از سوی رئیس جمهور به طور بی پروا از آن به نیکی یاد شد که با وجود قران کریم و منبع بی انتهای احادیث و روایات اهل بیت ،این اقدام محلی از اعراب ندارد و اقدامی عبث و بیهوده بود .
این فعالیتها به نوعی روشن است که غایتی جز جایگزینی ایرانی گری ،ملی گرایی وباستان گرایی _در حد افراطی _با مکتب اسلام را ندارد .وچون در گذشته با انواع حربه ها و دولتها این حرکت را آزمایش کرده اند و عدم نتیجه گیری آنها را در پی داشت ،این طیف فکری را بر آن داشت که این حرکت را توسط عنصر نفوذی خود در دولت به اصطلاح مکتبی و داعیه دار ارزشهای انقلاب به ورطه آزمایش بگذارند ، که البته فکری زیرکانه و رندی در خور توجه بود و تا وقتی این فتنه ها
در نطفه خفه می شود که مردمی بصیر ،هر روز در تکاپوی پی بردن به حیله دشمن باشند .
ولی مهم و حیاتی برای ما که در این برهه از زمان ،انقلاب های خاورمیانه و در ادامه به یاری خداوند در اروپا ،با نگاه به انقلاب ایران و پرچمداری امام خمینی ،این حرکت را کلید زده ا ند سخن امام خمینی(ره) در وهله اول و مقام معضم رهبری در ادامه روشنی راه و ملاک است .
امام خمینی می فرماید "همه سلاطين بىاستثنا- تقريباً بىاستثنا- مردم خونخوارى بودند، حتى آن هايى كه به عدالت معروفند. كسانى كه اهل تاريخ هستند مىدانند كه همان «انوشيروان عادل» چه آدمى بوده است و چه آدم ظالمى بوده است." (صحيفه نور، ج6، ص:173)
همچنین مقام معظم رهبری نیز در سخنرانیهای متعدد خود درباره با ملی گرایی می فرمایند :
|
* اين ملي گرايي اساس بدبختي مسلمين است. |