درگیری ایران و عربستان نزدیک است؟
درگیری ایران و عربستان نزدیک است؟
مرزهای برخورد؛ جنگ احتمالی ایران و عربستان سعودی
می روم تا انتقام سیلی زهرا بگیرم
دخالت بندر بن سلطان در امور داخلی سوریه و دخالت مستقیم عربستان در ناآرامی های سوریه و سرکوب مردم مظلوم بحرین فصل بار دادن کشتزارهای آمریکایی است که در طی سالیان متمادی در قلب وهابیون اسلام ستیز آل سعود کاشته شده است.
"عماریون"- پیش در آمد: دخالت بندر بن سلطان در امور داخلی سوریه و دخالت مستقیم عربستان در ناآرامی های سوریه و سرکوب مردم مظلوم بحرین فصل بار دادن کشتزارهای آمریکایی است که در طی سالیان متمادی در قلب وهابیون اسلام ستیز آل سعود کاشته شده است.
آل سعود که با توهم رهبری کشورهای اسلامی، در امور تمام کشورهای عربی مداخله مستقیم دارد، همان دست آمریکا در خاورمیانه است که مجبور است برای بقای دیکتاتوری دهها ساله خود و حفظ ثروت های ناشی از این دیکتاتوری به بازوی با نفوذ آمریکا در منطقه تبدیل شود.
تردیدی نیست که اقدام سران اسلام ستیز وهابی -که نمود بارز این اسلام ستیزی را در تخریب مساجد در بحرین به عینه شاهد هستیم،- در معرفی ایران به عنوان تهدیدی برای کشورهای منطقه، دخالت در امور داخلی سوریه جهت عقب نشاندن این کشور از حمایت حزب الله، تضعیف موقعیت حزب الله در لبنان از طریق حمایت از گروه های مخالف مقاومت در لبنان، تضعیف مقاومت در فلسطین از طریق حمایت از طرح های صهیونیستی همه و همه نشانه های بارزی دارد مبنی بر وجود طرح هایی در آینده که بتواند موقعیت عربستانِ وهابیون آمریکایی را برای بهره برداری های آینده مساعدتر کند.
وهابیون عربستان که سال های متمادی در خوش خدمتی به منافع ملی آمریکا، گوی سبقت از خود مردم آمریکا هم ربوده اند در طول سال های گذشته بارها و بارها نشان دادند که تنها طرح هایی را در منطقه اجرا می کنند که منافع آمریکا و صهیونیستها در پشت پرده آن ها تضمین شده باشد.
اگر چه سران سعودی با تحمیق و تهدید سایر دول عربی از یک سو و معامله تمامیت ملی سرزمین عربستان با منافع ملی آمریکا و صهیونیزم توانسته اند موقعیت متزلزل خود را باثبات جلوه دهند اما فرآیندهای منطقه ای معادلات دیگری را به همراه دارد که در تقابل با طرح های آمریکایی – سعودی می تواند خروجی های مهمی داشته باشد.
ارزیابی عملکرد وهابیون اسلام ستیز در عین حال که به روشنی نشان میدهد دولت دیکتاتوری سعودی که سردمدار دیکتاتورهای عرب منطقه می باشد، مهمترین مانع در آزادی ملت های منطقه از یوغ دیکتاتورهای خاندانی در منطقه می باشد چرا که هم از نظر نظامی و هم از نظر اطلاعاتی بقدری توسط آمریکا سیراب شده است که بی محابا و بطور مستقیم وارد خاک سایر کشورها می شود و ملت آن را به خاک و خون می کشد، برای سرنگونی دولت های حامی مقاومت، علنا در امور داخلی آن ها دخالت نموده و آشوب و اغتشاش برپا می کند و ...
تحولات اخیر منطقه که سردرگمی اربابان آمریکایی پادشاهی عربستان در آن دیده می شود، دیپلماسی مداخله گرانه سایه آمریکا در خاورمیانه یعنی عربستان سعودی را چنان فعال نموده است که این پادشاهی ضد مردمی، سیاست های دیوانه واری را در کشورهای مختلف عربی در حال اجرا دارد تا مبادا منافع ملی آمریکا و به تبع آن پایه های دیکتاتوری وهابیت، تکانی بخورند و عیش و نوش های دهها ساله ای که از ریختن خون ملت های آزاده ی منطقه حاصل شده است، به کابوسی بنیان کن تبدیل شود.
نکته جالب قضیه این است که متاسفانه سیاست های برخی ها در جمهوری اسلامی ایران که حرکت های منطقه در حقیقت شعاع های انقلاب اسلامی ایران می باشد، سیاست های مسامحه آمیزی در قبال این موضوع است. حتی با کمال تاسف صدا و سیمای جمهوری اسلامی با کمال افتخار!!(بخوانید با کمال شرم) اعتراض دانشجویان در تهران به سیاست های پادشاهی اسلام ستیز عربستان را تندروی می نامد.
به هر حال انقلاب اسلامی جریانی نیست که بتوان آن را پشت مرزها محدود ساخت چرا که انقلاب اسلامی امروز چهارمین پارادایم خود را - یعنی پارادایم مقابله نور و ظلمت - با درایت بی نظیر رهبر فرزانه انقلاب در حال گستردن است. مرزهای برخورد بسیار نزدیک شده اند چرا که نظام سلطه جهانی در برخورد با سه پارادایم گذشته انقلاب اسلامی، خلع سلاح شده است و امروز در مقابل با پارادایم جهان شمول نور و ظلمت، که برای بیداری تمام جهان است، باید با تمام توان وارد عمل شود که این تقابل دو خروجی خواهد داشت. یکی اثبات تهی بودن دنیای لیبرالیستی – صهیونیستی غرب و دیگری نزدیکی وعده تخلف ناپذیر الهی که آینده از آن حزب الله است.
مهدی خرمی - وبلاگ من و قلم