ناآرامی قالیباف در "خیابانهای ناآرام"

 

خیابان‌ها آرام است حکایت زن و شوهری که یکی خبرنگار با بازی نیکی کریمی و دیگری رییس پلیس.
معاون رییس پلیس زن دیگری است که به اعتقاد خانم خبرنگار با شوهرش بیش از حد عادی نزدیک است و شوهری که در منزل با همسرش سرجنگ دارد و در فکر دادگاه و طلاق و در بیرون از منزل مشکلاتی برای همسر خبرنگارش ایجاد می‌کند.

همه جا آرام است و این چیزی است که مکرر خانم خبرنگار آنرا تکرار می‌کند تاجایی که آتش سوزی در یکی از خیابان‌ها اتفاق می‌افتد. شاهدین می‌گویند یکی الکل می‌ریزد و دیگری آتش می‌زند.

یک گزارش مناسب برای خانم خبرنگار که حالا با محدودیت از جانب زنی که معاون شوهرش است مواجه شده و مانع گزارش گرفتن او شده آن هم به دستور شوهرش!

خبرنگار مدعی است به علت «تشویق» اذهان (نه تشویش اذهان که این روز‌ها نادیده گرفتن آن در کشور ما ساده لوحانه است) ما را منع می‌کنند از انجام وظیفه حرفه‌ای خود و با تشویقی که حامیان فتنه گران می‌کنند ساده لوحان را هم وادار می‌کند تا بفهمند این فیلم را اگر چه در ارمنستان اما خواستنه‌اند برای کشور ما بسازند ان هم به دست موسسه‌ای منتسب به پسر سردار خلبان!

حکایت دیوانه خانه‌ای که مدعی است ۶دیوانه‌اش از آنجا فرار کرده و از آنجا که پرونده‌هایشان هم از بین رفته قادر به شناسایی آن نیستند و باید پلیس را به کار گرفت برای پیدا کردن آن‌ها و در همین تحقیقات پلبیسی است که دستاورد ملی ایرانیان یعنی انرژی هسته‌ای تمسخر می‌شود آن هم به دست موسسه‌ای که منتسب به سردار اصولگرای اصلاح طلب! قالیباف است و کنایه‌ای به انرژی هسته‌ای و هم دختری که احمدی‌نژاد گفته بود در خانه‌اش اختراع کرده بود زده دختری که مدعی اختراع هسته‌ای است و حافظه‌اش به حدی ضعیف است که حادثه را کامل به یادنمی اورد.

قسمتی دیگر از فیلم پلیس پخمه را نشان می‌دهد که به لباس و شلوار و پوشش مردم ایراد می‌گیرد و یکی را به جرم سوسول بودن می‌گیرد و دیگری را به دلیل پوشیدن لباس عشایری!

پلیس دستور می‌دهد «هرکه نگاهش جور دیگری است مظنون است و باید بگیریدش!!» و دوربین نگاه مردمان خسته‌ای را نشان می‌دهد که نگاه‌شان جور دیگری است و مخاطب باید دلش بسوزد برای جامعه‌ای که حاکمیتی اینگونه دارد و این نگاه‌های خسته شامل همه مردم می‌شود از پیر و جوان و مرد و زن و کودک. اگر طرز تفکری که نگاه دیگران را بر نمی‌تابد رامتوجه عده‌ای خاص از جمله موسسسه تهیه کننده فیلم و یا حامیان سردار شهردار نماییم بیراهه نرفته‌ایم اما شبیه سازی ان با جامعه‌ای که مخالفانش هنوز در کرسی‌های قدرت جاخوش کرده‌اند خیلی بی‌انصافی است.

دیگر جای فیلم پلیس یا نیروی انتظامی است که استقبال می‌کند از آشوب و بلوا افسری که در مصاحبه می‌گوید ما به دستور عمل می‌کنیم این درگیری‌ها باعث شده اضافه کاری بگیریم و همیشه نمی‌توانیم اینطوری پول بدست بیاورد و هرکسی که اعتراض دارد می‌گیرند!!

خیابانهای آرام سرقت مجسمه‌های نصب شده در پارک‌ها را روایت می‌کند که گاهی در حضور پلیس صورت می‌گیرد. شاید بتوان گفت این بخش از فیلم که نوعی عقده گشایی صریح شهرداری و متولیان ساخت فیلم و در ادامه عوام فریبی‌های چندی قبلشان باشد که با ساخت مجسمه‌ها و ناپدید شدن آن انگشت اتهام را به سوی دیگرانی غیر از شهرداری نشانه رفته بودند و از پلیس آن را طلب می‌کردند در حالی که هیچگاه به این سوال پاسخ ندادند چطور ممکن است در حضور دوربین‌های مدار بسته که کاربری آن در دست شهرداری بوده و جلوی چشم پارکبان‌ها یی که حتی به ورود یک دوچرخه به پارک حساسیت دارند سرقت مجسمه‌هایی با آن ابعاد اتفاق افتد؟!

 در بخشی از فیلم رییس پلیسی را می‌بینیم که صحنه تخریب اتوبوسی را با چوب و چماق نادیده می‌گیرد و به دنبال دوربینی می‌رود که دست همسر خبرنگارش می‌باشد‌‌ همان همسر خبرنگاری که او را به معاونش فروخته!

 در آخر معلوم می‌شود همه این کار‌ها را صاحب‌‌ همان دیوانه خانه کرده با همکاری معاون رییس پلیس و این اشوب‌ها را بخشی از حاکمیت راه انداخته برای به قدرت رسیدن و کودتایی که البته به سرانجام نمی‌رسد و دیوانه‌ها کسی نبودند به جز‌‌ همان کارکنان پلیس و کسانی از حاکمیت.

در انتهای فیلم حاکمیت و پلیس کاغذی را روبروی پیرزنی قرار داده تا از روی ان مصاحبه دیکته شده را بخواند و از عملکرد پلیس به جهت ایجاد نظم و امنیت تقدیر کند!!

همه آنچه گفته شد حکایت یک جامعه بسته و پلیسی بود و کافی است آنرا در کنار تبلیغات مغرضانه روشنفکر نمایان و ضد انقلاب و مرثیه خوانی ان‌ها در رسای نبودن آزادی قرار دهیم تا موسسه سردار قالیباف در کمال آزادی هر آنچه می‌تواند نثار نظام اسلامی کند و فقط همین را کم داشتیم که حامیان رضاخان حزب اللهی هم که بار‌ها خبرنگاران را بازداشت و مضروب کردند صفات خود را به دیگران و جمهوری مظلوم اسلامی متصف کنند کسانی که خود عامل اندک بدی‌های این کشور هستند.

اگر اظهار نظر قالیباف در ایام انتخابات را سهوی پنداشته و رقم سه میلیون معترض ۲۵خرداد ۸۸ که مورد استناد بی‌بی سی قرار گرفت را بی‌دقتی بدانیم و از اصرار بر ادامه نصب سطل‌های پلاستیکی مورد علاقه اغتشاش گران نیز بگذریم اثری به تهیه کنندگی موسسه سیمای مهر منتسب به فرزند قالیباف و محمود رضوی از نیروهای قالیباف را چگونه بی‌دقتی و سهوی بداینم؟

ا

این یکه تازی‌ها به برکت صبر اسلامی امت حزب الله است و گرنه برای جولان دادن جریان زیاده خوار ضد انقلاب از طرفی و زیاده خواه متحجر پرمدعا از طرفی دیگر خیابان‌ها ی ارام همیشگی نیست