نقدی بر سیاه نامه جدایی نادر از سیمین
در ابتدای نقد وبررسی یک اثر به اصطلاح هنری ،باید عقبه آن را در نظر گرفت.مهمترین قسمت آن پیامی است که توسط این اثر به مخاطب منتقل می شود .ولی از این نکته حیاتی نیز نباید غافل شد که،این اثر برآمده از تفکرات چه شخصی یا از اشخاصی بوده وسرمنشاء تامین بودجه آن نیز به کجا برمی گردد.
بگذارید قبل از رسیدن به نقد موشکافانه این اثر بیوگرافی و شخصیت ماهوی آقای فرهادی را در گذران دید قرار دهیم . او به نوعی فعالیت حرفهای خود را با نوشتن فیلم نامه فیلم ارتفاع پست به کارگردانی ابراهیم حاتمی کیا شروع کرد و بعد با فیلم های چهارشنبه سوری ،در باره الی و در نهایت با ضد اثر فرهنگی ((جدایی نادر از سیمین)) در این برهه از زمان به کار خود پایان داده است.
یادآوری این نکته ضروری است که در گرماگرم ساخت این فیلم ،با دفاعی جانانه از عنصر فاسدی چون جعفر پناهی ،به مدت یکروز (البته با لطف معاونت امور سینمایی ارشاد ،آقای فرهادی)پروانه فیلم توقیف شد.بعد از اتمام این فیلم در مراسم اهدای جوایز (با لابی گسترده)از گرفتن جوایز توسط استاد مشایی!!!و دیگر دوستان امتناع ورزید و به نوعی باعث مظلو م نمایی و همچنین عدم مقبولیت این جشنواره (والبته به نوعی نظام)فاز دیگر از عملیات روانی خود را آغاز کرد.
البته چندین روز قبل متوجه شدیم که این فرد با رضایت خود ،خواهان شرکت در ویژه برنامه سال نو شبکه 3(به مجری گری فرزاد حسنی)شده بود که با سیل تماسهای مردمی با شماره162 (روابط عمومی صدا و سیما) این فرصت طلایی به قول خود را به گور خواهد برد
مع الاسف مسئولین رادیو فرهنگ چند روز قبل با دعوت از او (که البته او هم پذیرفته بود )برای شرکت در برنامه ای با او قرار گذاشته بودند که از آمدن در این برنامه نیز خودداری نمود که نه تنها سوژه ی رسانه ها و سایت های ضد انقلاب شد بلکه به نوعی تبلیغ سوئی برای اثر خود برای هر چه بیشتر کشاندن مخاطب به سینماها بود .
هر فردی پس پایان این فیلم ،تهیه بودجه این اثر نما را از هر کجا حدس می زند غیر از نهادهای فرهنگی ایران ،که تحت سیطره همه جانبه آقای مشایی است.تعجب نکنید حوزه هنری (واقع در نزدیکی دانشگاه امیر کبیر)متقبل بودجه این اثر فرهنگی!!!شده است.حال برسیم به نقد این سیاه نامه که سرو صدای زیادی را در محافل فرهنگی بپا کرده است.
ذات فیلم سازی اصغر فرهادی این است که فیلم خود را با ماجراها و مسائل افسردگی آور درباره جامعه و زندگی مردم به صورت بی پاسخ شروع می کند که به نوعی خود همزاد پنداری با بیننده را باعث می شود و ای کاش این سوالات را بی پاسخ رها می کرد ولی در فیلم به نوعی ناخود آگاه جواب مورد پسند خود را به مخاطب القا می کند.
در فیلم فرهادی یک زن چادری با مختصات و ظواهر آدم های مذهبی حضور دارد که بر سر عقاید خود پافشاری معنا داری دارد و البته این عقاید را نه از سر دلیل و منطق بلکه صرفا از برای پرسیدن از دفتر مرجع تقلید خود دارا می باشد!! او (زن چادری)دروغ نمی گوید ،دزدی نمی کند ،دست به نامحرم نمی زند البته نه برای این که این کارها بد است بلکه صرفا برای این که از عقوبت این کارها می ترسد چرا که از آینده زندگی اش که ممکن است تاثیر بدی خواهد گذاشت (عقوبت)می حراسد ، مال حرام زندگی او را دچار آسیب می کند پس برای این دلیل از مال حرام ابا دارد.
بنابراین از دروغ و مال حرام اجتناب می کند نه به خاطر ((امر دین))بلکه به خاطر ترس و رعبی که دین از انجام محرمات ایجاد می کند. پس آدم ها و انسانهای مذهبی بیش از آنکه با قید و بند باشند ،ترسو هستند و تفکر و اعتقادآنها برخاسته از دفتر مرجع تقلید است نه از عقل و دین و منطق .
استنتاج از مفهوم انسان مذهبی در این فیلم فرد چشم و گوش بسته و یا حتی در مکانهایی از فیلم انسان احمقی که با عقل خویش قا بلیت تشخیص مال حرام را ندارد ودر صورتی تایید می کند که دفتر مرجع تقلید مهر درستی بر روی آن بزند .و این یکی از زشت ترین صورتی است که می توان از یک انسان مذهبی نشان داده شود که اصغر فرهادی در ((جدایی نادر از سیمین ))به نحو احسن و با جذابیت تمام به این خواسته پلید خود رسیده است!!!
در این فیلم تنها یک نفر است که دروغ نمی گوید و با صداقت کار می کند و آن هم زنی است که قصد مهاجرت از ایران را دارد وماندن در ایران را باعث تباه شدن آینده دختر خود می داند (زنی که خود با استناد به صحنه ای که در فیلم نشان داده می شود)با برداشتن پول بدون اجازه شوهر از کشوی بوفه خانه ،باعث وارد آوردن اتهام دزدی به زن چادری(راضیه)می شود و جالب از تر آنکه ایمن توهین تا آخر این فیلم از زن چادری برداشته نمی شود .
هر کسی این سیاه نامه را بر روی پرده نقره ای سینما می بیند با اندکی تحلیل ، می تواند متوجه شود که باید به این نگاه برسد که آینده همه در این کشور جز تباهی و دریوزگی نیست و از همه مهمتر القای این مطلب که انسان مذهبی ،مذهبش چیزی جز ترس ،اضطراب و رعب از خداوند را برایش به ارمغان نمی آورد .
به اعتقاد آقای فرهادی انسان مذهبی در جایی که زندگی به او فشار غیر متعارفی را وارد می کند دست از اعتقدات خود برمیدارد و بابت پول (هر مقداری)، آن دنیای خود را به حراج می گذارد . در سکانس هایی که شهاب حسینی (حجت)در آن نقش یک فرد مذهبی را ایفا می کند ،خود را یک انسان خشن ، بی منطق ، تندرو و دائما در حال تهدید نشان می دهد ولی در سکا نسهای نادر (که نماد یک فرد روشنفکر است) آرامش و منطق حاکم است .
سیاه نمایی دستاورد های انقلاب اسلامی در 32سال اخیر نیز در اولویت های ساخته های آقای فرهادی قرار گرفته چنانکه در اوج این حرکت وقتی که حجت( شهاب حسینی) با قاضی در گیری لفظی پیدا می کند با گفتن جمله ((من 10سال تو این دادگاهها دنبال حقم دویدم ولی به حقم نرسیدم)) خط بطلانی بر بر دستاوردهای این انقلاب کشیده و آن را بی کفایت جلوه می دهد .
نکاتی ریز که عموما به دور از چشم مخاطب می ماند :
1-کاشی های آشپزخانه منزل نادر به طور افراطی سبز است (طوری که یادآور اطاق عمل را در ذهن بیننده القا می کند )و در خیلی دیگر از صحنه ها نظیر در ورودی واحد و همچنین موکت کف ماکت ساخته شده توسط ترمه رنگ سبز مشهود است که یادآور جنبش لجنی سبز است.
2-در بین کلمه هایی که نادر از دخترش برای تمرین درسی ادبیات می پرسد به کامه ای با نام نهضت می رسد که ترجمه آن را جنبش معنی می کند و در ادامه به یک کلمه انگلیسی می رسد و ترمه (دختر نادر)معنی آن را به عربی جواب می دهد نادر با پرخاش زیادی به او می گوید که معنی فارسی آن را بگو که ترمه می گوید مدرسه به جواب فارسی نمره نمی دهد و پدر در جواب می به او گوید اشکال ندارد باید جلوی رفتارهای غلط ایستادگی کرد حتی اگر به ضرر انسان تمام شود و تو را مورد شماتت قرار دهند .
3-به کرات لوح فشرده موسیقی با صدای شجریان در منزل وجود دارد و هم اسم او در فیلم برده می شود و صدای او در ماشین در صحنه ای بیرون از خانه شنیده می شود (این خواننده(محمد رضا شجریان ) با موضع گیریهای سخیف خود بعد از انتخابات خوراک تبلیغاتی رسانه های غربی را باعث شده بود )
4-وجود ماهواره در ایوان منزل نادر که در فیلم آقای فرهادی به عنوان نمادی از روشن فکری مطرح و در ذهن بیننده القا می گردد .