تشكل هايي با چاشني خنثي

خيلي وقت از نوشتن اين مقاله مي گذرد ولي به دنبال زماني مناسب براي قرار دادن آن بر روي وبلاگم مي گشتم . ديروز (چهارشنبه 19/5/1390) زماني كه رهبري عزيز ديداري با دانشجويان داشتند ، زمان را غنيمت شمردم براي به ثمر نشاندن اين مقاله – البته از باب نصيحت به زعم خودم – كه انشاالله در وهله اول تذكري براي خودم باشد و در مرحله بعد تذكري هر چند كوچك براي پيش قراولان تشكل هاي دانشجويي .

در اين برهه از زمان بي پروا از بهره برداري دشمن ، اقدام به نوشتن اين مقاله مي كنم و نه از براي تاثير گذاري بر دوستان صاحب منسب در تشكل هاي دانشجويي _ كه اگر ذره اي اميد وار به تغيير در منش اين دوستان بودم ، آن را به صورت حضوري به خدمتشان عرض مي كردم _ بلكه براي روشن شدن افكار خيل عظيمي از دانشجويان از ماهيت باطني و روح افراطي ناسيوناليستي منشعب در تار وپود اين تشكل ها كه صرفا از مسئولين آنها نشات مي گيرد ، دست به قلم شده ام .

اين تشكل ها كه با صرف بودجه دهها ميليوني _ كه بسياري از مجموعه هاي انقلابي و فرهنگي با دارا بودن پتانسيل صدها برابري حتي 10 درصد بودجه آنها را هم ندارند _ خروجي ضعيف و نه براي خدا كه اگر براي رضاي خالق بود ذره اي در نانوشتن اين مقاله شك به خود راه نمي دادم .

وجود تشكل هاي مختلف دانشجويي و رقابت سالم آنها با يكديگر لازمه داشتن جنبش داشجويي پويا مي باشد ، تا جايي كه به خصومت و تك صدايي مبدل نگردد . 

اين تشكل ها كه با داشتن بودجه عظيم و يدك كشيدن نام اسلامي ، هر كدام به تنهايي خروجي ضعيف _ شايد در حد يك مسجد جامع در سطح شهر _ را دارند كه با وحدت با ديگر تشكل هاي دانشجويي _ كه با وضع موجود دور از انديشه و منطق به نظر مي رسد _ مي تواند يك اهرم خوبي براي فشار به دشمن در هر مقطع از تاريخ باشد . مع الاسف كه به خاطر دارا بودن روحيه منيت و تشكل پرستي هيچ گاه اين اتحاد جامه عمل نمي پوشد و بودجه و نيروهاي سرشار خود را روانه نيستي مي كنند . 

نمونه بارز اين خلا را مي توان در بيداري هاي اسلامي منطقه و سركوب مردم اين كشورها توسط دولت هاي ديكتاتور آنها را جست و جو كرد ، كه علارغم انتظار جامعه ديني كشور ما از اين تشكل ها براي برپايي  تجمعاتي قوي ، منسجم و با شكوه در جلوي درب سفارت خانه هاي اين حكومت هاي مستبد ( كه تنها وسيله اعتراض ما درآن برهه از زمان بود ) حتي يك تجمع بزرگ و يكپارچه_ با توجه به بودجه اختصاص يافته به آنها و نيروي جذب شده توسط اين تشكل ها _شكل نگرفت .

در روزي كه فلان تشكل در جلوي درب سفارت بحرين تجمع اعتراض آميزي داشت ، فلان تشكل به دليل قيد نشدن اسم تشكل مطبوعشان در سايتها ، بنرها و تراكت هاي پخش شده در بين دانشجويان ، از حضور در اين تجمع انصراف داد ، كه دود تمام اين سطحي نگري ها در وهله اول به چشم مسلمانان منطقه و در وهله دوم به چشم مسلمانان ايران !!!!مي رود . يا مثلا تشكل دانشجويي xدر يك تجمع اعتراض آميز با دو ساعت تاخير حاضر مي شود ، قصد برگزار كردن تجمع در ساعتي ديگر با نفرات خود را داشته است ، يا مثلا تشكل دانشجويي yدر يك تجمع به قدري كه تراكت هاي چاپ كرده آنها اسم تشكلشان بزرگ چاپ شده بود كه  شعار مربوطه (مرگ بر آمريكا ) از نام آن تشكل كوچكتر بود .

خب مثل اين كه اين قلم فرسايي طولاني شد و در انتها اين تشكل ها كه چنان بمب بايد منفجر گردند و با تركش هاي خود سربازان دشمن را هدف قرار دهند با اين سياست هاي خودپسندانه ، صرفا تركش هايشان سبب زمين گير شدن نيروهاي خودي مي شود و انشاالله در اين ماه عزيز با عمل به توصيه هاي مقام معظم رهبري از اين كالبد خودپسندي خود بيرون جهند و تولدي نو يابند .