و باعث قوه قضاييه است
و باعث قوه قضاييه است
چند سال قبل كه يك بسيجي در غرب تهران بر سر امر به معروفي هدف چاقوي اوباشي قرار گرفت و مضروب شد و دادگاه نيز راي به نفع چاقو به دست شرور داده بود . آن موقع اين جواناني كه آن روز نوجوان بودند ، و شاهد آنگونه بي عدالتي ها بودند و دستشان به جايي نمي رسيد ، گذشت و امروزه آن نوجوانان ، اغلب سايتها و وبلاگهاي را به تسخير انقلابي خود در آورده اند و اگر آمر به معروفي نتواند حق خود را از قوه عدليه بستاند ، مي توان در دادگاه وجدان بيدار مردم ، سربلند بيرون آيد .
سرمنشا آن اتفاقات چند سال گذشته ( كه در بالا عرض شد ) و انچه امروز بر فرزندان روح الله سابق و سيد علي امروز مي گذرد ، تنها و تنا عدم برخورد قانوني و قاطع آن هم در چاچوب شرع مقدس و اسلام عزيز است . اولين روحاني كه چشم خود را بر سر احياي اسلام از دست داد ( البته اولين روحاني كه خبر آن رسانه اي شد ) آن هنگام از آن خبر دار شديم كه چشم او در راه دين نابينا شده بود و نابينا ي هميشه بينا لقب گرفت . ( از يك چشم ) دومين روحاني نيز خبر رساني نسبتا خوبي انجام شد ،چون خود و اطرافيانش اهل رسانه بودند ( البته صرفا فضاي مجازي وگرنه كه صدا و سيما ، جاي از ما بهتران است . )
اما روحاني بسيجي سوم كه در شب نيمه شعبان امر به معروفي كرد و در اين راه كاردي بر گردنش نشست و جالب آنكه 5 بيمارستان نيز از پذيرفتن آن سرباز زدند ! و به نوعي شريك جرم شدند .اين ماجرا هر چقدر هم رسانه اي شود قابل قبول نيست . چرا در بعضي از شبهاي سال چون چهارشنبه سوري و شب عزيز نيمه شعبان اوباش و افراد پست روزگار ما بي كوچكترين رعب وترسي از نيروي انتظامي و عقوبتي كه قوه قضاييه براي آنها در نظر گرفته است ، شهر را جولانگاه اميال پست و حيواني خود مي كنند . اين اوباش كه ديگر امروزه به علت برخورد قاطع قوه قضاييه ! ؟ ! تعدادشان بسيار قليل شده است چاقويي در جيب گذاشته و بي هيچ ترسي سلاخي مي كنند مردم را ؛ البته از شب نيمه شعبان عبور كنم كه قسمت به قسمت اين شهر تبديل به رقص گاه و مانور دادن حيوانات انسان نماي تن فروش و اوباش چاقو به دست شده بود كه خود مثنوي هفتاد من است .
و آن موقع داد رسانه ملي و مسئولين از خشونت در آمد كه روح الله داداشي هدف چاقو قرار گرفت بسان همان روحاني آمر به معروف ، و ان موقع بود كه عليرضا دبير برخاسته از شهر ري ! كه به گفته خود وقتهاي آزاد خود را ورزش گلف بازي مي كند در نامه اي سرگشاده كه طبق روال عادي برنامه باز هم سر از رسانه هاي ضد انقلاب در آورد ، مي گويد كه ما ديگر امنيت نداريم ، ورزشكاران را دارند مي كشند (جالب آن جاست كه وقتي برادران قرايي در منطقه اي از تهران با شمشير سامورايي فردي را كشتند ، اين نامه را منتشر نكرد كه ما امنيت نداريم و وقتي كه اين آفت دامن گير خود انها شد دادشان در آمد ) ولي اخبار را زودتر نديده بود كه ابتدا حافظان دين سلاخي و كشته شدند .
البته ترس حاكم بر اين ورزشكاران و احساس ناامنيتي حاصل از اين رويدادهاي چند روز گذشته قابل درك و پذيرش است ، زيرا قوه قضاييه با دستكاري قوانين اسلام و تعديل آن و برداشت سطحي نگري خيلي از قضات ، ديگر كارايي اين قوانين را از آن ربودند و صرفا جسم خالي از روحي از اين قوانين حيات بخش را به منسه ظهور گذاشتند .
آقاي آملي لاريجاني خود مكرر اندر مكرر گفته ايد ، فردي كه در ملا عام اقدام به قدرت نمايي در با سلاح سرد مي كند ،جرمش اعدام است پس چرا متهماني از اين دست ظرف 24 ساعت از بند بازداشت بيرون مي ايند ، آيا اين خود چراغ سبزي براي جري تر شدن آنها نيست ، ديد سطحي نگري به قوانين اسلام آيا جز حوادث چند روز گذشته در ملكت ما را رقم نمي زند ؟و نصيحتي پاياني به قوه قضاييه آن هم از قول فرمانده بسيج مستضعفين ، سردار نقدي مي گويند كه قوه قضاييه غيرت را از اينان ياد بگيرد . و در نهايت يك جمله كه از قول شهيد اويني آن را مطرح مي كنم ؛ به راستي كه در اين انقلاب حزب اللهي ها از همه مظلومترند .