X
تبلیغات
یاران شهید نواب صفوی
شاهکار دولت عدالت محور؛۵۶۳ پورشه یک میلیاردی در خیابان‌های ایران
"حامیان ولایتی":براساس آمار گمرک ایران در سال گذشته ۵۶۳ دستگاه انواع خودروهای پورشه به ارزش بیش از ۴۹٫۸ میلیون دلار وارد ایران شد.

خودروهای پورشه عمدتا از امارات وارد ایران شدند. تعداد بسیاری محدودی از این خودرو نیز از طریق بحرین، اتریش و آلمان وارد ایران شدند. مدلهای وارداتی پورشه به ایران شامل پانامرا،‌ کاین،‌ باکستر، کررا و‌ کیمن می‌شوند. پورشه برنامه خود را برای سال جاری واردات ۸۰۰ دستگاه از خودروهایش به ایران اعلام کرده بود.


به گزارش ایسنا، چندی پیش مدیر روابط عمومی پورشه از قصد این شرکت برای خروج از ایران تحت فشارهای آمریکا خبر داد. هرچند نماینده پورشه در تهران این خبر را تکذیب کرد. از سوی دیگر فاکس نیوز نیز چند روز پیش از فروش ۱۷ میلیون دلار شرکت خودروسازی پورشه در ایران طی تنها چند ماه گذشته خبر داد.

واردات بیش از ۵۰۰ دستگاه پورشه به ایران طی یک سال اتفاقی بی‌سابقه محسوب می‌شود. به طوری که فروش پورشه در ایران حتی از شرکت بی.ام.و نیز پیشی گرفته است. این در حالی است که بی.ام.و نسبت به پورشه سابقه بسیاری بیشتری در زمینه فعالیت در بازار خودروی ایران دارد. فروش بی.ام.و در ایران در سال گذشته حتی به نصف فروش پورشه هم نرسید.

فرانس پرس نیز در گزارشی نوشته است: ثروتنمدان ایرانی بیش از ۳۶۰ هزار دلار برای خودروهای آخرین مدل می‌پردازند. یک فروشنده خودرو در تهران گفت: این خریداران برای این خودروها پیش پرداخت می‌پردازند که معمولا ۲ تا ۳ برابر بیش از میزان پرداختی در خارج از ایران است. در سال گذشته حدود ۵۶۳ دستگاه مدل مختلف پورشه به ارزش ۵۰ میلیون دلار پیش از پرداخت مالیات واردات در ایران فروخته شده است.

بر اساس این گزارش، پورشه درنظر دارد در سال جاری شمسی۸۰۰ دستگاه خودرو در ایران به فروش رساند.

شرکت مازراتی که تحت مالکیت فیات قرار دارد نیز با بازگشایی نمایشگاه خود در تهران در هفته‌های آینده در تلاش است تا به آرامی جایی در بازار ایران باز کند.

در حالی که ثروتمندان ایرانی ۱۱۰ هزار دلار تا ۳۶۰ هزار دلار برای خودروهای لوکس می‌پردازند، کارگران ایرانی به طور متوسط ۷۰۰ دلار حقوق می‌گیرند.

بازار خودروی ایران به شدت در مقابل واردات حفاظت می‌شود و با وجود تقاضای رو به رشد که بیشتر تولیدات داخلی را شامل می‌شود، در سال گذشته تنها ۴۰ هزار دستگاه خودرو وارد این کشور شده است. تقاضای داخلی برای خودروهای تولید داخل این کشور سالانه برابر با ۶/۱ میلیون خودرو است.

درحال حاضر حدود ۱۴ میلیون خودرو در جاده‌های ایران وجود دارد که بیش از ۲ برابر ۶ میلیون خودرو ثبت شده در سال ۲۰۰۵ است.

+ نوشته شـــده در سه شنبه ششم فروردین 1392ساعــت13:9 تــوسط علی طنطاوی |
هزينه تحصيل وحشتناك پسر احمدي نژاد
"دي نيوز"-چندي پيش اخباري به دست آمد مبني بر اين كه پسر بزرگتر محمود احمدي نژاد يعني مهدي، در حال تحصيل در شعبه دانشگاه شريف واحد كيش در مقطع دكترا مي باشد. پس از پيگيري هاي انجام شده معلوم گرديد كه هزينه تحصيل تمامي رشته هاي دكترا در واحد كيش دانشگاه شريف نزديك به 20 ميليون تومان(در هر ترم) مي باشد . محل سكونت مهدي احمدي نژاد نيز در يكي از بهترين مكان هاي جزيره كيش يعني برج بزرگ "د" بوده و در همين برج نيز دو واحد براي همراهان پسر رئيس جمهور عدالت تهيه شده است. اين شركت كه محل زندگي مهدي احمدي نژاد را تهيه ديده است از بزرگترين موسسات و پيمان كاران جزيره كيش بوده، همچنين اخبار تاييد نشده اي از تحصيل همسر مهدي احمدي نژاد(دختر اسفنديار رحيم مشايي)در اين واحد حكايت دارد .

و سوال در اين مطلب در اين جا شكل مي گيرد كه مهدي احمدي نژاد با برگزاري مراسم ساده عروسي خود و دعوت تنها چند ده نفر محدود، مسئله ساده زيستي بين مسئولين را تئوريزه كرد ولي با توجه به پيش آمد هاي اين چند ساله تنها از آن مراسم عروسي استنباط نمايشي بودن را مي توان داشت .


برچسب‌ها: احمدي نژاد, مهدي
+ نوشته شـــده در شنبه هشتم بهمن 1390ساعــت11:15 تــوسط علی طنطاوی |
تركيه ، شادمان به سوی غرب

تركيه ، شادمان به سوی غرب


در عين حال كه به قدرت رسيدن اسلام گراها در تركيه و به دست گرفتن عنان حكومت خبر خوشي براي جهان اسلاك بود ولي حركت هاي مشكوك آنها در ماه گذشته ، از ترك هاي اسلام گرا چهره اي غير قابل اطمينان ساخته است .
به همين خاطر روابط بین الملل و فضای کشمکشی و رفت وبرگشتي آن بسیاری از شرایط خاص و غير قابل پيش بيني را پدید می آورد که بدون توجه به آن نمی توان رفتارهای بین المللی یک دولت _ حتي از نوع اسلامي _ را تحلیل کرد ؛ دولت ترکیه نیز از این قاعده مستثنی نیست .
شاید تحليل زیر اولویت های بین المللی یا مربوط به تحولات فرامرزی این کشور( تركيه )  باشد که باید برای درک نوع بازیگری ترکیه بايد آن را در نظر گرفت  .

 

  ترک های اسلام گرا بخوبی میدانند برای ماندن در راس قدرت نیاز به توجیه اقتصادی و معيشت مردم وجود آنها کمتر از توجیه ایدئولویک نیست شاید درصد قابل ملاحظه ای از آرای آنها که امسال برای اولین بار از پنجاه درصد کمی فراتر رفته نه بخاطر اسلام گرایی آنها که به دلیل موفقیت های اقتصادی دولت اردوغان باشد و آنها می دانند تاکید صرف روی بنیاد گرایي و آرمان هاي اسلامي به هزينه حذف آنها از صحنه سياسي تركيه رقم خورد ؛ پس از همين حالا براي كاهش هزينه ايستادن بر سر اسلام به توافق رسيدند .

 

علاقمندی به ایفای نقش پررنگ به عنوان عضو موثر منطقه و جهان اسلام دیگر دغدغه اسلام گرا هاي تركيه است ، البته این علاقمندی توجه حریصانه آنکارا را به ناتو و یا عضویت در اتحادیه اروپا کمرنگ نکرده یعنی اگر چه بر خلاف دولت های پیشین ، آنکارا نگاه به شرق رونق غیر قابل انکاری داشته لیکن آنها نتوانسته اند علاقه پنهانی خود برای رسیدن به اروپای واحد را نیز پنهان کنند .


اين مانور هاي سياسي تركيه طي چند روز گذشته شك دو طرف را بر انگيخته و توجه ناظران آنها را به خود جلب كرده است . یکی موافقت با استقرار سامانه موشکی ناتو در این کشور و دیگری اخراج سفیر تل آویو از آنکارا بود . نصب تجهيزات الكترونيكي رد گيري موشكي ناتو در خاك تركيه نه تنها چراغ سبز آزار دهنده براي مسلمانان منطقه است بلكه به نوعي هشدار نا خوشايند براي جمهوري اسلامي ايران نيز به حساب مي آيد . اين اقدام تركيه آن چنان است كه اقدام مثبت اين كشور در اخراج سفير رژيم صهيونيستي را در گرداب حاشيه خود غرق مي كند و تحت الشعاع قرار مي دهد كه انگار اصلا سفيري از اين كشور اخراج نشده است .

تلاش و اصرار برای بازی در هر دوجناح و طلب سهم در هر دو بخش مشخصا مشکلات جدیدی برای آنکارا به بار خواهد آورد و اولین آن اینکه هر دو سوی معادله به بازیگر این دو نقش مشکوک و بدبين می شوند مگر اینکه یکی از این دو طرف قبلا اطمینان یافته باشد که حرکت بر خلاف جهت آنها صرفا یک حرکت نمایشی است ؛ و در آینده با امتیازی دیگر جبران خواهد شد و صرفا يك ميتينگ تبليغاتي براي كلاه رفتن به سر رقيب است .

 حمایت از کشتی آزادی و آرمان فلسطین و در مقابل سرشاخ شدن با سردمداران مقاومت در سوریه نیز یکی از این پارادوکس هاست . به نظر نمی رسد کشوری که تا مدتها حرکت مردمی در لیبی كه برآمده از روحيه انقلابي اين مردم است را به رسمیت نمی شناخت چندان هم به خاطر مردم سوریه به بشار اسد می تازد و دم از به سر آمدن حوصله دموکراسی ترکیه ای را سر میدهد ؛ در هر حال در آینده نزدیک ترک های اسلام گرا بایستی هم افکار عمومی جهان اسلام و هم طرفداران خود را از بابت این سوالات قانع کنند و یا با دست برداشتن از ادعاهای آرمان گرایانه به دنبال عضویت در اتحادیه اروپا رفته و دست از دامان آتاتورک برندارند تا لااقل آن یکی را از دست ندهند .

 ترکیه، با دارا بودن جامه اسلامی ، داشتن دولتی دموکراتیک ‌تر از نظام‌های اقتدارگرای عربي منطقه ، رشد اقتصادی مناسب و نیروهای نظامی در حال نوسازی نه تنها الگوی آرمانی آمریکا و غرب برای تغییر چهره سیاسی خاورمیانه بود ، که به عنوان عضو کامل ناتو قادر بود ملاحظات امنیتی آمریکا را نیز ، در شرایط کاهش میزان تکیه بر اسرائیل و شايد در تقابل آينده با ايران ،  پاسخ‌گو باشد .

این نقش از دو سال پیش با حمایت کامل و در عين حال فرسايشي دولت اوباما از آن ، و مشارکت دادن ترکیه در مذاکرات صلح خاورمیانه ، دعوت از میانجی‌گری اردوغان در مذاکرات اتمی با تهران ، و همچنین ایفای نقشی متعادل‌تر از گذشته در قبال مناقشات ارمنستان و آذربایجان ، بیش از پیش تقویت شد .

در عین حال و با توجه به شرايط به وجود آمده و پيش آمدن چندين اقدام نا خوشايند از سوي تركيه براي همسايگان _ خاصه ايران _ اين كشور بايد براي جبراي شرايط پيش آمده و دلجويي از همسايگان و جلب دوباره جهان اسلام ، سياست يك بام و دو هواي خود را اصلاح كند .

+ نوشته شـــده در چهارشنبه سی ام شهریور 1390ساعــت13:32 تــوسط علی طنطاوی |
طبقه هفتم شهرداري يا ستاد انتخاباتي قاليباف

طبقه هفتم شهرداري يا ستاد انتخاباتي قاليباف

در ابتداي نگاشتن اين مطلب به ياد كاغذهاي انتخاباتي اوايل انقلاب افتادم ، البته كه سن نگارنده قد به آن سالها نمي دهد ولي از تصاويري كه ديده ام توانستم مقداري از فضاي انتخاباتي آن موقع را متصور شوم . در آن زمان كانديد رياست جمهوري سيد علي خامنه اي و برگه هاي انتخاباتي ايشان اكثرا كپي هاي بي كيفيت و دست نوشته هاي مردم _ آن هم با خودكار _ بود . به گمانم فهميده ايد كه چه مي گويم ، بله همان تبليغات بي كيفيت هم توانست كار خود را انجام دهد ولي اين مسائل حاشيه اي تنها 10 درصد از كار را شامل مي شود و عامل مهم پيرزوي آقا سيد علي خامنه اي بر رقبا شناخت مردم از ايشان بود _ كه بي ريا و بي غل و قش بود _ .

اما در زمان ما مثل اين كه اوضاع طور ديگري است . براي رسيدن به قدرت چنان گريبان چاك مي كنيم و از بيت المال و آبرو و مقدار مبارزه در جبهه مايه مي گزاريم كه گوش فلك را كر مي كند . هر كس شهردار خوب ما را نشناسد خيال مي كند كه نيمي از شهداي جنگ بر روي پاي راست آقاي قاليباف و نيمه ديگر بر روي پاي چپ اين بزرگوار به شهادت رسيدند و هر كه بر روي دو كنده زانوي ايشان روحش را تقديم پروردگار نكرده است ، پناه بر خدا شهيد نشده است .


البته كليد فعاليت هاي انتخاباتي آقاي دكتر خلبان سردار شهردار قاليباف از سال 84 خورد و اگر خود بنده شاهد اين مدعا نبودم بر زبان قلم آن را جاري نمي كردم . اما اين فعاليت ها ي تبليغاتي در چند ماه گذشته چنان رخ نمايي مي كند كه در خيلي از مواقع نا خوشايند و به شيوه غربي در حال ادامه پيدا كردن است . جابجايي هاي نا متعارف در ميان مديران ارشد شهرداري و جذب نيرو آن هم از طيف هايي كه دوستان شهرداري چي روزي به خون آنها تشنه بودند ، بيشتر از هر وقت و زماني رنگ بوي انتخاباتي از نوع مشمئز كننده را  مي دهد .

اما تمام اين نكته ها بي ارزش بود تا اين كه در جلسه اي متوجه شدم كه سايت هاي قدر به اصطلاح ولايي _ كه داد با بصيرت بودنشان طاق آسمان را مي دريد _ تفاهم نامه اي با مسئول سايبري شهرداي تهران منعقد كرده اند كه در ازاي دريافت ساختمان مناسب و تقبل بخش زيادي از هزينه هاي سايت خودشان ، هر چند روز يك بار مطلبي از فعاليت هاي شهرداي تهران بنويسند ( يعني همان پاچه خواري خودمان ) .

اي داد  . . . . . . . .

چندي پيش با يكي از مسئولين شوراي نگهبان هم كلام شدم و وقتي در باب فعاليت هاي انتخاباتي شهرداي از ايشان سوال نمودم در حال رديف كردن نام مكان هاي مختلف حتي در سطح كشور !!! براي تكاپو به نفع شهرداري بود كه در بين تمام اين مكانها ، طبقه هفتم شهرداي توجهم را به خود جلب كرد . وقتي بيشتر در مورد طبقه هفتم شهرداري از او جويا شدم بيان داشت كه يك بار از نزديك در طبقه هفتم شهرداي حضور داشتم ، به همه جا شبيه بود غير از يكي از طبقات مهم شهرداري يك شهر مهم . مقدار زيادي طراح ، ايده پرداز و  . . . .  در حال آماده سازي شهرداي در نوبت اول براي انتخابات مجلس و در وهله دوم براي انتخابات رياست جمهوري بودند . درست نمي دانم ولي هزينه اين مقدار انسان _آن هم از نوع متخصص _ در ماه چقدر مي شود ، در سال چطور . مگر چه قدر ارزش دارد اين پست ها (حتي رياست جمهوري ) كه به تمام فعاليت هاي ما رنگ و غالب انتخاباتي بدهد .

به راستي كه دست بالاي دست بسيار است و دست قدرت خداوند بالاي تمامي دست ها است .

 خداوند عاقبت همه ما را ختم به خير كند        انشالله

+ نوشته شـــده در جمعه هجدهم شهریور 1390ساعــت17:3 تــوسط علی طنطاوی |
آقاي احمدي نژاد ؛ افسارها رو بكش

آقاي احمدي نژاد ؛ افسارها رو بكش

ويژه نامه _ يا سياه نامه حجاب" خاتون " _دو هدف را در انتشار يك چنين محصول ضد ديني دنبال مي كرد :

1-   جذب راي بي بند بارها و يا كساني كه ديدشان به حجاب شبيه به "خاتون " بود .

2-   علني تر نشان دادن ضديت با علما ، بدين صورت كه پس از انتشار اين ويژه نامه پيش بيني مي كردند كه واكنش علما بر انگيخته شود و حال نوبت فاز دوم كه تقدس زدايي از علما به روش پاسخ دادن به نقد دلسوزانه آنها به روش گستاخانه و فهماندن اين مطلب به جامعه كه اين طيف انحرافي ، در برابر مخالف ، جسور است حتي اگر آن مخالف مراجع تقليد باشند .


پس انتشار اين ويژه نامه در تيراژ بي نهايت ، مراجع تقليد در راس آنها آيت الله مكارم شيرازي _ كه تعاريف بنده ناچيز از اين مرجع بزرگوار يادآور حكايت قطره آب و اقيانوس است_ انتقاداتي علمي و بر مبناي عقل را ارائه دادند و موعد بيان را در حرم حضرت معصومه برگزيدند . پس از واكنش مراجع و جامعه متدين و انقلابي كشور اميد آن مي رفت كه موسسه روزنامه ايران و در راس آنها جوانفكر از اين اقدام دشمن پسند عذر خواهي كنند و بيش از اين آب به آسياب دشمن نريزند ، ولي در كمال نا باوري آقاي جوانفكر با منتشر كردن پاسخ بي ادبانه اي نسبت به صاحت مراجع خاصه آيت الله مكارم ، به طرح ضديت جريان انحرافي با روحانيت و مراجع قوت دو صدچندان بخشيد .

به نطق آيت الله مكارم به همين سه جمله اكتفا مي كنم :

"برای گرفتن رأی بی بند و بارها، برای انتخابات این کارها را می کنند"

          "  "خاک بر سر مقامی که با این کثافت کاری ها به دست آيد

"بودجه اين ويژه نامه كه با چاپ و كاغذ اعلاست ، از بيت المال تهيه كرده اند "

پس از اين سخنراني و انتشار آن در رسانه ها ، جريان انحرافي در محافل و رسانه هاي خود از آن با تيتر " اتهامات آيت الله مكارم به ويژه نامه وزين خاتون" پذيرايي كردند .

مخلص كلام جوانفكر در چند جمله خلاصه مي گردد . اين فرد (جوانفكر) ابتدا با آوردن 10 نمونه از صحبت هاي آيت الله مكارم به صورت عمدي سعي بر آن دارد به مخاطب چنين القا كند اين نقد علمي از سوي آيت الله مكارم ، بي ادبانه و گستاخانه مي باشد و در آن سراسر توهين روانه مسئولين كشور شده است .

در ادامه جوانفكر به صورت ناشيانه به صحبت هاي آيت الله مكارم پاسخ مي دهد و مي فزايد كه روزنامه متعلق به هيچ فرد يا گروه خاصي نيست !! و به دولت هم وابسته نبودنه بلكه در خدمت نظام اسلامي است . جوانفكر بودجه اين روزنامه را از جذب آگهي به صورت مستقل اعلام مي دارد ( اين در حالي است كه چندي پيش اكثر روزنامه هاي كثير الانتشار نسبت به مصادره شدن تمام آگهي هاي دولتي توسط روزنامه ايران ، گله مند بودند )

جوانفكر همچنين در ادامه مي آورد كه آوردن حديث قدسي و احاديث متعدد از پيامبر و صحبت هايي از امامان جمعه در اين  ويژه نامه دليل بر درست بودن راه انتخابي توسط افراد دخيل در ويژه نامه بوده است ، اگر چه تمام آورده هاي جوانفكر در پاسخ به آيت الله مكارم ضعيف بوده و نوعي مقلته به حساب مي آيد ولي نكته حائز اهميت قبح زدايي برخورد با يك مرجع عاليقدر آن هم با اين ادبيات زننده بوده است كه خود مي تواند سر آغاز حركت ضد ديني ديگري باشد .

پس از اين لحاظ است كه آقاي احمدي نژاد داعيه دار ولايت به لجن پركنهاي خود در هر عرصه اي  بايد افسار بزند و به فعاليت هاي آنها نظارت دقيق را اعمال دارد كه اگر اين نكته را رعايت نكند و آن را سرلوحه خود قرار ندهد ديري نپايد كه مورد غضب امت حزب الله كه با راي آنها بر كرسي رياست جمهوري تكيه زده است ، قرار گيرد .

+ نوشته شـــده در پنجشنبه دهم شهریور 1390ساعــت11:26 تــوسط علی طنطاوی |
سرنوشت خليفه سوم (عثمان )در انتظار مشايي

سرنوشت خليفه سوم (عثمان )در انتظار مشايي

در سال 34 هجري قمري مخالفان سيره خليفه سوم (عثمان ) از سه شهر كوفه ، بصره و مصر طي نامه اي استشهاد گونه از او (عثمان)خواستند تا بر خلاف شيوه و سنت پيامبر (ص)حكومت و حقي را ناحق نكند . عثمان اين نامه را در شرايط تحميل و اجبار امضا كرد و قول داد تا اقدامات گذشته از او و ديگر وابستگانش ، سر نزند . اما بر خلاف عهدي كه با مردم اين سه شهر بسته بود ، عمل كرد و به ضديت با دين اسلام و مورد تمسخر قراردادن شريعت پرداخت و مردم نيز كه شاهد خويشاوند سالاري و فساد افعال عثمان بودند او را در سال 35 هجري قمري كشتند .

و اما  . . . . . . .

حال سال 1384 است . رييس جمهوري با شعارهاي مكتبي بر كرسي قوه مجريه تكيه زد ، _البته به رغم خون دل خوردن حزب الله مظلوم _ . اميد مي رفت تمام رنج هايي كه در دوران سازندگي و اصلاحات بر پيكر پر شور اين مردم رفته بود ، در اين دوران التيام يافته ، و اهداف و آرمان هاي خميني رحيل و سيد علي عزيز جامه عمل بپوشد و پياده كند تمام هم و غم هاي مهدي زهرا (س) را براي مهيا شدن جاده انتظار .

 ولي طبق روال دولت هاي گذشته فردي همه دولت را به ورطه حاشيه كشاند ، به مانند ابراهيم يزدي در دولت سازندگي ، عطاالله مهاجراني در دولت اصلاحات و مشايي در دولت به اصطلاح عدالت . اين بار جريان انحرافي (به سركردگي مشايي) به مانند دولت هاي گذشته نبود و عمق و وسعت آن از دو دولت گذشته دهها بار بيشتر بود .

اگر در دولت اصلاحات بانگ بي ديني به طور رسا نواخته مي شد ، ظاهر و باطن آنها يك صدا بي ديني و سكولاريسم را فرياد مي كشيد ، اما در دولت عدالت به نام عدالت و مهدويت چنان بر پيكر دين مردم ، تازيانه نواخته شد كه دوست داران اين نظام اين انحراف از آرمانها را خطر ناك ترين چالش براي انقلاب دانستند .

و اما آخرين تير شيطاني آنها ويژه نامه ضد حجاب " خاتون " نام داشت . اگر براي دكتر احمدي نژاد ، كابينه خط قرمز است ، براي پيروان حضرت زهرا (س) ، حجاب و به بيان بهتر چادر خط قرمز است . چادر ارثيه مادر ما _ حضرت زهرا (س)_ از كوچه مدينه است و شاهد اين مدعاي ما حسن بن علي (ع) است . .  . . .و قلم قاصر از بيان اين ماجراست .

اي كاش اين فضاحت نامه صرفا چادر را مورد هجمه دشمن پسند خود قرار مي داد و پرونده اين خيانت را تاهمين جا ختم مي كرد ، ولي زاويه نگاه اين ويژه نامه به مقوله حجاب ، به نوعي انحراف ديكته شده از بيرون بيشتر شبيه است و حجاب را در سطح يك لچك پايين آورده و تقدس زدايي كرده است .

اين ويژه نامه اين طور كه از ظاهرش پيداست به سفارش مشايي و به همت جوانفكر (مسئول رسانه اي جريان انحرافي ) جمع آوري شده است .

.

پس از انتشار گسترده اين ويژه نامه توسط روزنامه ايران ، تا چند روز متوالي ، يگان ويژه نيروي انتظامي به حراست از مجموعه روزنامه ايران (واقع در نزديكي مصلاي تهران ) مي پرداخت تا شايد از اقدام انقلابي احتمالي مردم ، جلوگيري به عمل آورد و قلم بدستان مزدور اين روزنامه نكند ، آسيبي ببينند . آيا تا ابد يگان ويژه مي تواند از اين افراد قلم فرساي دشمن شاد كن حاضر در اين دفتر انحراف ، حمايت كند ؟

اين تحركات جريان انحرافي هفت سر كه حال با تغافل و ساده انگاري دستگاه هاي اطلاعاتي و قوه قضاييه به خطوط قرمز شيعه نيز رسيده است ، مي رود تا با تكرار ماجراي سال 35 هجري قمري خاتمه يابد .

 

با توجه به سبقه انقلابي مردم ايران در فتح لانه جاسوسي (سفارت سابق آمريكا ) ، نشان داده ايم كه اين مردم ، مراد خود را در گودال قتلگاه پيدا كرده اند و از اين پس اين گونه اقدام ها مي تواند سرنوشت خليفه سوم را براي مشايي رقم بزند .

و در آخر چند نكته ريز در باب ويژه نامه "خاتون" :

1-هدف قرار دادن "گشت ارشاد" ، به طريقي كه قصد تخريب چهره فرمانده نيروي انتظامي را دارد و به همان شيوه اي كه ضد انقلاب پسند مي كند .

2-پخش مكرر تصاوير دختري كه با حجاب ناقص (كه در اسلام مورد قبول نيست ) در حال قرآن به سر گرفتن مي باشد . اين در حالي است كه حجاب از واجبات و برگزاري مراسم شب احيا ، مستحب مي باشد .

3-پخش مكرر تصاوير زنان بي حجاب حاميان سيد حسن نصر الله و زنان بد حجاب حامي دكتر احمدي نژاد ، كه همان نكته مورد دوم براي آنها مصداق پيدا مي كند .

4-انتشار تصاوير بازديد مشايي از نمايشگاه عكس ليل اوتادي (بازيگري كه زننده ترين تصاوير بد حجابي را در بين ديگر بازيگران در فضاي مجازي دارا مي باشد. )

+ نوشته شـــده در یکشنبه سی ام مرداد 1390ساعــت3:52 تــوسط علی طنطاوی |
تشكل هايي با چاشني خنثي

تشكل هايي با چاشني خنثي

خيلي وقت از نوشتن اين مقاله مي گذرد ولي به دنبال زماني مناسب براي قرار دادن آن بر روي وبلاگم مي گشتم . ديروز (چهارشنبه 19/5/1390) زماني كه رهبري عزيز ديداري با دانشجويان داشتند ، زمان را غنيمت شمردم براي به ثمر نشاندن اين مقاله – البته از باب نصيحت به زعم خودم – كه انشاالله در وهله اول تذكري براي خودم باشد و در مرحله بعد تذكري هر چند كوچك براي پيش قراولان تشكل هاي دانشجويي .

در اين برهه از زمان بي پروا از بهره برداري دشمن ، اقدام به نوشتن اين مقاله مي كنم و نه از براي تاثير گذاري بر دوستان صاحب منسب در تشكل هاي دانشجويي _ كه اگر ذره اي اميد وار به تغيير در منش اين دوستان بودم ، آن را به صورت حضوري به خدمتشان عرض مي كردم _ بلكه براي روشن شدن افكار خيل عظيمي از دانشجويان از ماهيت باطني و روح افراطي ناسيوناليستي منشعب در تار وپود اين تشكل ها كه صرفا از مسئولين آنها نشات مي گيرد ، دست به قلم شده ام .

اين تشكل ها كه با صرف بودجه دهها ميليوني _ كه بسياري از مجموعه هاي انقلابي و فرهنگي با دارا بودن پتانسيل صدها برابري حتي 10 درصد بودجه آنها را هم ندارند _ خروجي ضعيف و نه براي خدا كه اگر براي رضاي خالق بود ذره اي در نانوشتن اين مقاله شك به خود راه نمي دادم .

وجود تشكل هاي مختلف دانشجويي و رقابت سالم آنها با يكديگر لازمه داشتن جنبش داشجويي پويا مي باشد ، تا جايي كه به خصومت و تك صدايي مبدل نگردد . 

اين تشكل ها كه با داشتن بودجه عظيم و يدك كشيدن نام اسلامي ، هر كدام به تنهايي خروجي ضعيف _ شايد در حد يك مسجد جامع در سطح شهر _ را دارند كه با وحدت با ديگر تشكل هاي دانشجويي _ كه با وضع موجود دور از انديشه و منطق به نظر مي رسد _ مي تواند يك اهرم خوبي براي فشار به دشمن در هر مقطع از تاريخ باشد . مع الاسف كه به خاطر دارا بودن روحيه منيت و تشكل پرستي هيچ گاه اين اتحاد جامه عمل نمي پوشد و بودجه و نيروهاي سرشار خود را روانه نيستي مي كنند . 

نمونه بارز اين خلا را مي توان در بيداري هاي اسلامي منطقه و سركوب مردم اين كشورها توسط دولت هاي ديكتاتور آنها را جست و جو كرد ، كه علارغم انتظار جامعه ديني كشور ما از اين تشكل ها براي برپايي  تجمعاتي قوي ، منسجم و با شكوه در جلوي درب سفارت خانه هاي اين حكومت هاي مستبد ( كه تنها وسيله اعتراض ما درآن برهه از زمان بود ) حتي يك تجمع بزرگ و يكپارچه_ با توجه به بودجه اختصاص يافته به آنها و نيروي جذب شده توسط اين تشكل ها _شكل نگرفت .

در روزي كه فلان تشكل در جلوي درب سفارت بحرين تجمع اعتراض آميزي داشت ، فلان تشكل به دليل قيد نشدن اسم تشكل مطبوعشان در سايتها ، بنرها و تراكت هاي پخش شده در بين دانشجويان ، از حضور در اين تجمع انصراف داد ، كه دود تمام اين سطحي نگري ها در وهله اول به چشم مسلمانان منطقه و در وهله دوم به چشم مسلمانان ايران !!!!مي رود . يا مثلا تشكل دانشجويي xدر يك تجمع اعتراض آميز با دو ساعت تاخير حاضر مي شود ، قصد برگزار كردن تجمع در ساعتي ديگر با نفرات خود را داشته است ، يا مثلا تشكل دانشجويي yدر يك تجمع به قدري كه تراكت هاي چاپ كرده آنها اسم تشكلشان بزرگ چاپ شده بود كه  شعار مربوطه (مرگ بر آمريكا ) از نام آن تشكل كوچكتر بود .

خب مثل اين كه اين قلم فرسايي طولاني شد و در انتها اين تشكل ها كه چنان بمب بايد منفجر گردند و با تركش هاي خود سربازان دشمن را هدف قرار دهند با اين سياست هاي خودپسندانه ، صرفا تركش هايشان سبب زمين گير شدن نيروهاي خودي مي شود و انشاالله در اين ماه عزيز با عمل به توصيه هاي مقام معظم رهبري از اين كالبد خودپسندي خود بيرون جهند و تولدي نو يابند .

+ نوشته شـــده در جمعه بیست و یکم مرداد 1390ساعــت0:37 تــوسط علی طنطاوی |
انفجارات نروژ به نظرم بد نبود !؟!

انفجارات نروژ به نظرم بد نبود !؟!

خبر فوري تمام خروجيهاي سايت هاي بزرگ بين المللي را پر كرد . خدايا چه شده است كه اينها به اين اندازه با اين هماهنگي و وحدت اقدام به پخش اين خبر كرده اند . چه خبر شده است  . . . . .ناگهان فهميدم انفجاري در نروژ به وقوع پيوسته است و مردمي كه خونشان از مسلمانان رنگين تر است و به قول معروف از مابهترانند ترسيده اند . بر اساس شريعت ما (يعني اسلام )و بر اساس حس انسان دوستي در ابتدا ناراحت و نالان شدم ولي بعد كه كم كم فكر كردم به نظرم يك مقدار خوشحالي در ته ذهنم شكل گرفت ، البته ناخودآگاه بود نمي دانم چرا ! . خواهش مي كنم قبل از اين كه من را به تروريست بودن و بهره بردن از افكار سلفي محكوم كنيد دلايلم را بشنويد _البته به گوش جان _بعد اظهار نظر كنيد .


حدود 10 ، 15 سالي است كه تروريست در كشورهاي اطراف ما چنان ريشه دواند كه به ترتيب 3 كشور خشن اول جهان (از نظر موج تروريستي و ناامني ) عراق ، افغانستان و پاكستان نام گرفتند . گروه هاي تروريستي كه زاييده نامشروع دستگاه هاي اطلاعاتي غربي هستند . دستگاه هاي اطلاعاتي كه همين نروژ نيز جز آن است و بالاخره همين مردم نروژ با دادن ماليات اين دستگاه هاي امنيتي را در ادامه دادن به پرورش گروه هاي تروريستي و سامان دادن اين اقدام – فقط - در سرزمينهاي اسلامي تشويق مي كنند .

روزي نيست كه مردم مسلمان عراق ،پاكستان ،افغانستان يا هر كشور مسلمان ديگر كه همگي في الجمله برادران ما هستند و خون هيچ كدامشان رنگين تر از بقيه نيست مگر به قدر تقوايشان ،به خاك و خون كشيده نشوند . به خاك و خوني كه دليلش آرامش بيشتر براي تو نروژي است . فيلم انفجار نروژ را (از طريق يوتيوب)وقتي ديدم ناراحت شدم ولي با خود گفتم كه اي كاش يك بار تو هم از طريق اينترنت زجر مادران عراقي ،زنان افغان و پدران پاكستاني را مي ديدي كه چگونه با بمب هاي ساخت آمريكا يا ناتو يا هر . . . كه همگي يكي هستيد كشته مي شوند . ناراحت نشدم زيرا مطمئنم تا به حال از نزديك نديد كه در افغانستان يا  . . . . عروسي اي توسط نظاميان ناتو به خاك و خون كشيده شود به هيچ دليل غير منطقي و همان عروسي  به مجلس ختم تبديل شود و فقط ميهمانان نصف گردد ،زيرا نيمي از آن توسط ماليات تو كشته شده اند .

آري ناراحت نشدم و نفسي كشيدم با خاطري خوش كه تو هم طعم تروريست دست پرورده سياستمدارانت را از نزديك چشيدي و لمس كردي كه چه بر مسلمانان مي رود به جرم نكرده ......

و اين وعده خداست ؛كه هر كسي به فتنه اي دامن زد در انتها آن فتنه دامن خودش را مي گيرد .

+ نوشته شـــده در پنجشنبه ششم مرداد 1390ساعــت19:15 تــوسط علی طنطاوی |
و باعث قوه قضاييه است

و باعث قوه قضاييه است

چند سال قبل كه يك بسيجي در غرب تهران بر سر امر به معروفي هدف چاقوي اوباشي قرار گرفت و مضروب شد و دادگاه نيز راي به نفع چاقو به دست شرور داده بود . آن موقع اين جواناني كه آن روز نوجوان بودند ، و شاهد آنگونه بي عدالتي ها بودند و دستشان به جايي نمي رسيد ، گذشت و امروزه آن نوجوانان ، اغلب سايتها و وبلاگهاي را به تسخير انقلابي خود در آورده اند و اگر آمر به معروفي نتواند حق خود را از قوه عدليه بستاند ، مي توان در دادگاه وجدان بيدار مردم ، سربلند بيرون آيد .

سرمنشا آن اتفاقات چند سال گذشته ( كه در بالا عرض شد ) و انچه امروز بر فرزندان روح الله سابق و سيد علي امروز مي گذرد ، تنها و تنا عدم برخورد قانوني و قاطع آن هم در چاچوب شرع مقدس و اسلام عزيز است . اولين روحاني كه چشم خود را بر سر احياي اسلام از دست داد ( البته اولين روحاني كه خبر آن رسانه اي شد ) آن هنگام از آن خبر دار شديم كه چشم او در راه دين نابينا شده بود و نابينا ي هميشه بينا لقب گرفت . ( از يك چشم ) دومين روحاني نيز خبر رساني نسبتا خوبي انجام شد ،چون خود و اطرافيانش اهل رسانه بودند ( البته صرفا فضاي مجازي وگرنه كه صدا و سيما ، جاي از ما بهتران است . )

اما روحاني بسيجي سوم كه در شب نيمه شعبان امر به معروفي كرد و در اين راه كاردي بر گردنش نشست و جالب آنكه 5 بيمارستان نيز از پذيرفتن آن سرباز زدند ! و به نوعي شريك جرم شدند .اين ماجرا هر چقدر هم رسانه اي شود قابل قبول نيست . چرا در بعضي از شبهاي سال چون چهارشنبه سوري و شب عزيز نيمه شعبان اوباش و افراد پست روزگار ما بي كوچكترين رعب وترسي از نيروي انتظامي و عقوبتي كه قوه قضاييه براي آنها در نظر گرفته است ، شهر را جولانگاه اميال پست و حيواني خود مي كنند . اين اوباش كه ديگر امروزه به علت برخورد قاطع قوه قضاييه ! ؟ ! تعدادشان بسيار قليل شده است چاقويي در جيب گذاشته و بي هيچ ترسي سلاخي مي كنند مردم را ؛ البته از شب نيمه شعبان عبور كنم كه قسمت به قسمت اين شهر تبديل به رقص گاه و مانور دادن حيوانات انسان نماي تن فروش و اوباش چاقو به دست شده بود كه خود مثنوي هفتاد من است .و آن موقع داد رسانه ملي و مسئولين از خشونت در آمد كه روح الله داداشي هدف چاقو قرار گرفت بسان همان روحاني آمر به معروف ، و ان موقع بود كه عليرضا دبير برخاسته از شهر ري ! كه به گفته خود وقتهاي آزاد خود را ورزش گلف بازي مي كند در نامه اي سرگشاده كه طبق روال عادي برنامه باز هم سر از رسانه هاي ضد انقلاب در آورد ، مي گويد كه ما ديگر امنيت نداريم ، ورزشكاران را دارند مي كشند (جالب آن جاست كه وقتي برادران قرايي در منطقه اي از تهران با شمشير سامورايي فردي را كشتند ، اين نامه را منتشر نكرد كه ما امنيت نداريم و وقتي كه اين آفت دامن گير خود انها شد دادشان در آمد ) ولي اخبار را زودتر نديده بود كه ابتدا حافظان دين سلاخي و كشته شدند .

البته ترس حاكم بر اين ورزشكاران و احساس ناامنيتي حاصل از اين رويدادهاي چند روز گذشته قابل درك و پذيرش است ، زيرا قوه قضاييه با دستكاري قوانين اسلام و تعديل آن و برداشت سطحي نگري خيلي از قضات ، ديگر كارايي اين قوانين را  از آن ربودند و صرفا جسم خالي از روحي از اين قوانين حيات بخش را به منسه ظهور گذاشتند .

آقاي آملي لاريجاني خود مكرر اندر مكرر گفته ايد ، فردي كه در ملا عام اقدام به قدرت نمايي در با سلاح سرد مي كند ،جرمش اعدام است پس چرا متهماني از اين دست ظرف 24 ساعت از بند بازداشت بيرون مي ايند ، آيا اين خود چراغ سبزي براي جري تر شدن آنها نيست ، ديد سطحي نگري به قوانين اسلام آيا جز حوادث چند روز گذشته در ملكت ما را رقم نمي زند ؟و نصيحتي پاياني به قوه قضاييه آن هم از قول فرمانده بسيج مستضعفين ، سردار نقدي مي گويند كه قوه قضاييه غيرت را از اينان ياد بگيرد . و در نهايت يك جمله كه از قول شهيد اويني آن را مطرح مي كنم ؛ به راستي كه در اين انقلاب حزب اللهي ها از همه مظلومترند .

+ نوشته شـــده در شنبه یکم مرداد 1390ساعــت19:5 تــوسط علی طنطاوی |
پناهيان ، مستند ظهور و چند سوال

پناهيان ، مستند ظهور و چند سوال

هر زماني كه جامعه آرماني منتظر موعود به واقع نزديك به ظهور حضرت مهدي (ع)مي شود ،جرياني پليد با شوكي معكوس به جامعه به جاي اينكه شادابي ،طراوت و تكاپو را تزريق جامعه كند ،رخوت،بي خيالي و سستي را نصيب مردم مي كند ،منظورم دقيقا مستند انحرافي ظهور است .

خاستگاه اصلي مستند "ظهور بسيار نزديك است "_بخوانيد مستند نفاق ظهور _برگرفته از كتاب فردي به نام "حسين سجادي "است . نام اين كتاب "دهه 80 دهه ظهور "مي باشد كه ابتداي سال 84 به محمود احمدي ن‍‍ژاد هديه مي دهد .شنيدن اين نكته راجع به سابقه حسين سجادي خالي از لطف نيست ،او از اعضاي اصلي انجمن به ظاهر منحله حجتيه بود كه توسط شيخ محمود حلبي (رئيس انجمن حجتيه )به اعضاي پنج نفره اصلي اين تشكل شيطاني در آمد .

كتاب اين فرد (حسين سجادي)تحت عنوان ديگري با نام "احمدي ن‍ژاد و انقلاب جهاني پيش رو"به وسيله زني مشكوك به نام "شادي فقيه "در سال 2006در انتشارات دار العلم شيعيان لبنان باز توليد شد(اين زن در اين كتاب با 17 دليل اثبات كرده بود كه احمدي نژاد همان شعيب ابن صالح است ).تمام پژواك اين كتاب و پس زمينه تفكرات حجتيه (همه آن مطالبي كه در داخل مستند ظهور بود به جز قسمتي كه تطبيق احمدي نژاد بر شعيب ابن صالح است)در ويژه نامه اي با نام "ظهور بسيار نزديك است "در نماز جمعه سال 1387تهران كه با تسامح و ساده انگاري مسئولين نماز جمعه همراه بود با تيراژي بي نهايت به وسعت يك كاغذ a3تماما رنگي پخش شد .همچنين اين ويژه نامه بطور جامع در وبلاگ شخصي علي اكبر سيجاني (كارگردان مستند )به آدرس a313.blogfa.comمنتشر گرديد.پس از انتخابات سال 1388كه با بروز فتنه و برخي حوادث كه با احاديث آخرالزمان تطبيق داشت ،اين گروه دست بكار شدند و با جذب بودجه اي كلان  با طراحي به اصطلاح مستندي ، با مهدويت انحرافي به جنگ مهدويت اصيل آمدند .يكي از معاونين فرهنگي قوه قضاييه (حجت الاسلام محمد دوست )با بيان اينكه ميزان كپي اوليه اين مستند ،2ميليون لوح فشرده بوده است ،اظهار داشت با پي گيري نيروهاي اطلاعاتي بخش عظيم كپي نهايي آن كه 30 ميليون قطعه بوده است ،جمع آوري شده است .او همچنين در ادامه ياد آور مي شود كه پشتيباني عظيم مالي از اين مستند ،عقبه وابسته به جريان انحرافي آن را آشكار تر مي كند .

ولي تنها ضرر اين مستند به عرصه مهدويت ختم نشد و ديگر تركش هاي نفاق آلود آن را مي توان به اختلاف بين برخي علما درباره اسناد منتشره در اين مستند نيز نام برد .يكي ديگر از مضرات جبران ناپذير آن تمسخر سيل عظيم از شبكه هاي ضدانقلاب و سو استفاده آنها از آورده هاي داخل اين مستند بود به طوري كه چند روزي مايه نشاط و جو سازي آنها قرار گرفت .شايد اظهار نظر علما ،ما را در رابطه با محتويات اين مستند روشن تر كند .

فردي به نام فيض الله زاده كه خود را از مسئولين قوه قضاييه مي داند ،با ابراز اين جمله كه سيجاني (كارگردان مستند )و آشتياني (از مسببان تهيه مستند )سالها شاگرد آقاي پناهيان بوده اند ،خواستار توضيح واضح تري از آقاي پناهيان در باب اين مستند شد .

در بين افرادي كه سالها پاي صحبت هاي آقاي پناهيان نشسته باشند و رابطه مريد ومرادي بين انها حاكم باشد با ديدن اولين نسخه هاي اين مستند تنها به قسمت تطبيق احمدي نژاد با شعيب ابن صالح معترض مي شوند (از جمله خود نويسنده مقاله كه بنده باشم )ولي كم كم با فرو نشستن گرد و خاك اين مستند انحرافي و بيان نظر مراجع (آيات اعظام مكارم ،نوري همداني ،سبحاني ،جوادي آملي و در نهايت مقام معظم رهبري )و علماي صاحب نظر و مركز تخصصي مهدويت قم پي به اشكالات اساسي اين مستند بردم و به دنبال اسناد و تحقيق در مورد آن شتافتم كه وصل بودن تفكر حاكم بر اين مستند و اعضاي انجمن حجتيه را براي من به وضوح روز آفتابي روشن كرد .حال نكاتي مهم در ادامه:

1-سخنراني دهه اول محرم سال 1389دانشگاه امام صادق (ع)آقاي پناهيان كه با صراحت در آن به تطبيق عبدالله (پادشاه قبل از ظهور امام زمان در سرزمين عربستان بنا بر حديث امام صادق (ع)) به پادشاه فعلي عربستان تاكيد مي كند و اين خود نوعي مصداق گرايي آقاي پناهيان است .(فايل سخنراني اين موضوع به راحتي با تماس با بسيج دانشگاه امام صادق (ع)قابل دسترسي مي باشد )

2- عدم موضع گيري شفاف ايشان (آقاي پناهيان )در طول مدت داغ بودن بازار اظهار نظرها و عدم تبري جستن كامل از مطالب داخل اين مستند ،به صورتي كه سايتهاي حامي جريان انحرافي ،محرمانه نيوز ،باكري آنلاين ،رهوا،هشدار نيوز ،حق نيوز ،خطانيوز (كه هم اكنون فيلتر مي باشند )را هر روز جري تر مي كرد كه با زدن تيتري با مضامين اين كه آقاي پناهيان نيز از اين مستند دفاع مي كند ،به پشت سپري با عنوان پناهيان رفته بودند .(مقداري از مطالب اين سايتها را مي توان با فيلتر شكن از فضاي مجازي استخراج كرد ) حجم تبليغاتي اين سايتها از بازه زماني اسفند 89تا فروردين 90 به قدري قوي بود كه تمام مخاطبان اين سايتها را مجاب مي كرد  كه استاد پناهيان از اين مستند پشتيباني خالق و مخلوقي مي كند .

حال در انتها قصد مخدوش كردن زحمات بي منت و خالص استاد پناهيان در عرصه مهدويت و انتظار را ندارم كه نه توانش را دارم و نه جامعه پذيرش آن را دارد ،زيرا اين استاد عمر خود را براي دين فدا كرده است ،ولي اين مستند نفاق آلود كه به حق بدترين ضرر را به اصل مهدويت طي سايان گذشته زده است را چگونه براي ذهن خود پاسخگو باشم ،به طوريكه در نظر سنجي سايتهاي انقلابي و دوستان اهل پرسش در فضاي سايبر،موج به راه افتاده ضد مهدويت بعد از اين مستند را نمايان كرده است و براي از بين رفتن تبعات آن كار دهها ساله را طلب مي كند .

 و در انتها چند سوال كه انشالله بي پاسخ نماند :

1-استاد پناهيان ،چرا هيچ اظهار نظر قوي و محكمي راجع به مستند ظهور از شما به رشته تحرير در نيامده است ؟(غير از يك نقد كلي و نسبتا خنثي)

2-حمايت تمام قد به مدت زمان دو ماه سايتهاي جريان انحرافي (كه در مقاله آورده شد ،كه البته شايد فيلتر نمي شدند باز هم به دفاع از شما ادامه مي دادند )از شما و سكوت حاكم  شما در قبال اين مستند و با توجه به اين كه اطرافيان شما از محتواي اين سايتها به خوبي با خبر بودند و با نگاه خوشبينانه لااقل خبرها به انها مي رسيده است ،چرا بايد سكوت مي كرديد _و دريغ از يك موضع گيري محكم_؟

3-تعدادي از سايتها در ابتداي تيرماه، مطلبي با عنوان اين كه مقداري از اين مستند را شما تلويحا تاييد كرده ايد ،با ديد انتقادي منتشر كردند كه شب به روز نرسيده بود كه نه تنها اين  مطلب فيلتر شد بلكه آن كاملا از داخل آن سايت پاك شد و حذف گرديد!آيا انسان حتي استاد پناهيان هم باشد حق اشتباه ندارد(به زعم ما) يا در صورت اشتباه ما حق انتقاد يا سوال را هم نداريم ؟

4-و سوال آخر اين كه استاد پناهيان معدود سايتهاي باقيمانده از جريان انحرافي _كه هنوز نفس مي كشند _(محرمانه آنلاين ،ابصارنيوز،دينا ،آزادگي نيوز و  . . . .)و هيچ خط قرمزي براي حفظ حرمت دلسوزان نظام ندارند و ديديد در چند ماه گذشته كه به فكر باطل خودشان  علامه مصباح ،سردار فضلي و سپاه پاسداران را لجن مال كرده اند براي چه تا كنون با شما رفتاري بسيار خوب!در حد مريد و مرادي را حفظ كرده اند ؟

+ نوشته شـــده در پنجشنبه بیست و سوم تیر 1390ساعــت14:52 تــوسط علی طنطاوی |